نوشته‌هایی با برچسب "داستانهای خواندنی"

داستان‌های خواندنی؛ پردیس (1) داستان‌های خواندنی؛ پردیس (1)

برترین ها: تصمیم گرفته‌ایم از این به بعد با داستای های شیرین. ایرانی یا خارجی از آثار نویسندگان بزرگ و مطرح در خدمتتان باشیم. در این. مطلب شما را به خواندن داستان شیریم «پردیس» به قلم فرخنده آقایی. دعوت می‌کنیم. "کنار دریا بودیم. در هوای سرد آخر پاییز، در آفتاب بی رمق سر ظهر شنا می کردیم. با حرکات شتابان، بدن خود را گرم می کردیم تا هر چه کم تر سرمای آب را احساس کنیم و بعد،‌ نفس نفس زنان به ساحل بر می گشتیم و با پوستی که از سرما مورمور می شد، در حوله های بزرگ پنهان می شدیم و باز می‌نشستیم به حرف زدن. زن ها بچه هایشان را به مدرسه می‌رساندند و

داستان‌های خواندنی؛ پردیس (3) داستان‌های خواندنی؛ پردیس (3)

برترین ها: تصمیم گرفته‌ایم از این به بعد با داستای های شیرین. ایرانی یا خارجی از آثار نویسندگان بزرگ و مطرح در خدمتتان باشیم. در این. مطلب شما را به خواندن داستان شیرین «پردیس» به قلم فرخنده آقایی. دعوت می‌کنیم. زن ها از خنده ریسه رفته بودند و با مجله ها و روزنامه های لوله شده به سر و روی هم می کوبیدند. می گفتند پیرمرد با همین کارها ماریا را از خود متنفر کرده است. بعد ناگهان به ساعت هایشان نگاه کردند. بلند شدند و حوله هایشان را در ساک ها گذاشتند و لباس هایشان را پوشیدند و سوار موتور های قراضه شان شدند تا به مدرسه بروند. کلاه های بزرگ مضحک

داستان‌های خواندنی؛ پردیس (2) داستان‌های خواندنی؛ پردیس (2)

برترین ها: تصمیم گرفته‌ایم از این به بعد با داستای های شیرین. ایرانی یا خارجی از آثار نویسندگان بزرگ و مطرح در خدمتتان باشیم. در این. مطلب شما را به خواندن داستان شیرین «پردیس» به قلم فرخنده آقایی. دعوت می‌کنیم. زن ها می گویند میکله عاشق ماریا است. و بعد باز حرف می زنند و با هم می خندند. یکی از روزها زن ها برایم معلم زبان پیدا کردند. معلم مدرسه فرزندانشان است و همه او را می شناسند. برادر کوچکتر میکله و همبازی کودکانشان است. اولین بار، میکله مرا با خود به شهر برده بود. با سگ بزرگش سوار کشتی شده بودیم. میکله تقریبا شصت ساله است. به یک گو

بهترین مشاغل و خدمات شهر خود را ، در سایت نشونه پیدا کنید.

مشاهده سایت نشونه