داستان کوتاه آموزنده

سخنان تاثیر گذار بزرگان درباره اعتماد

عصر ایران:مردی که ادعا می کند، دیگر اعتقادی به عشق ندارد؛ کسی است که دیگر عشق به او اعتمادی ندارد. (مارس کرانشه). رایزنی که کار اجرایی می کند، قابل اعتماد نیست. (اُرد بزرگ). نداشتن انعطاف یکی از بدترین نقطه ضعف ها است. می توانید بیاموزید که شتابزدگی را کنار بگذارید، ترس را با اعتماد به نفس و تنبلی را با نظم و انظباط جایگزین کنید. اما برای سرسختی و انعطاف ناپذیری ذهن پادزهری وجود ندارد. این خصلتی است که باعث می شود شخص با دست خویش گور خود را بکند. معمولاً به گدایان و بینوایان که ریزه خواران دیگرانند، چند شاهی می دهیم و گمان می کنیم به آنها کم

سخنان تاثیر گذار سخنان تاثیر گذار بزرگان سخنان تاثیر گذار از بزرگان

ادامه مطلب ...
داستانک؛ پرواز شاهین

برترین ها:پادشاهی دو شاهین کوچک به عنوان هدیه دریافت کرد. آنها را به مربی پرندگان دربار سپرد تا برای استفاده در مراسم شکار تربیت کند. یک ماه بعد، مربی نزد پادشاه آمد و گفت که یکی از شاهین‌ها تربیت شده و آماده شکار است اما نمی‌داند چه اتفاقی برای آن یکی افتاده و از همان روز اول که آن را روی شاخه‌ای قرار داده تکان نخورده است. این موضوع کنجکاوی پادشاه را برانگیخت و دستور داد تا پزشکان و مشاوران دربار، کاری کنند که شاهین پرواز کند. اما هیچکدام نتوانستند. روز بعد پادشاه دستور داد تا به همه مردم اعلام کنند که هر کس بتواند شاهین را به پرواز درآورد پ

پرواز شاهین

ادامه مطلب ...
مردانی که یک روزه ثروتمند شدند

دنیای اقتصاد:با آغاز سلطنت مظفرالدین شاه، گروه جدیدی از درباریان آذربایجان راهی تهران شدند تا به دنبال به دست آوردن مال و منال به هر قیمت که ممکن باشد، برآیند. طبق همه گزارش‌های معاصر، این گروه که سال‌ها از قدرت دور بودند، نمی‌توانستند برای ثروتمند شدن بیش از این صبر کنند. مهدی قلی هدایت سخنی را از یکی از درباریان مظفرالدین شاه نقل می کند که « شاه چهار سال بیشتر مجال نداد. ما چهل سال در خانه او گرسنگی خوردیم به امید این روز» تصنیفی عمومی در شهر ساخته شد بدین مضمون که: «حالا نخوریم کی بخوریم، خوردن نبود بلعیدن بود. ». در توصیف آغاز حکومت مظفرا

مردانی که یک روزه ثروتمند شدند

ادامه مطلب ...
داستانک؛ قرض نمره

برترین ها: خانم معلم چن در دفتر تنها بود که پسر کوچکی آرام درِ دفتر را باز کرد و با لحن پر احتیاطی او را صدا کرد. خانم چن او را شناخت، اما بدون آن که بخواهد نارضایتی خودش را به رویش بیاورد، گفت: تو در امتحان از 100 نمره 59 گرفتی. تو تنها کسی هستی که نمرۀ قبولی یعنی 60 نگرفته است. پسرک با خجالت و در حالی که صورتش سرخ شده بود، سرش را بلند کرد و گفت: خانم معلم، می شود. می شود یک نمره به من ارفاق کنید؟. خانم معلم با عتاب مادرانه ای سرش را تکان داد و گفت: یک نمره ارفاق کنم؟ این ممکن نیست. من طبق جواب هایی که در برگۀ امتحانت نوشته ای به تو نمره دا

داستانک قرض

ادامه مطلب ...
داستانک؛ بی تفاوت

برترین ها: وقتی در اتاق را باز کردم او آن‌جا کنارِ بخاری روی صندلی راحتی‌اش نشسته بود و در سکوت و آرامشی که او در نظر من بزرگ جلوه می‌داد به رویم نگریست و آن وقت مثلِ این که صدای به هم خوردن پنجره‌ها ناگهان او را از خوابِ رویا بار و شیرینی بیدار کرده باشد آهسته گفت:. «عجب!. شما هستید، بفرمایید، خواهش می‌کنم بفرمایید. ». با اندوه پیش رفتم، قدم‌هایم مرا می‌کشیدند، انتظار نداشتم که بعد از یک هفته دوری و قهر این‌قدر بی‌تفاوت مرا استقبال کند. فکر می‌کردم با همة کوششی که او برای پنهان کردنِ احساساتش می‌کند باز من خواهم توانست بعد از یک هفته، در اول

ادامه مطلب ...
داستان‌های خواندنی؛ پردیس (3)

برترین ها: تصمیم گرفته‌ایم از این به بعد با داستای های شیرین. ایرانی یا خارجی از آثار نویسندگان بزرگ و مطرح در خدمتتان باشیم. در این. مطلب شما را به خواندن داستان شیرین «پردیس» به قلم فرخنده آقایی. دعوت می‌کنیم. زن ها از خنده ریسه رفته بودند و با مجله ها و روزنامه های لوله شده به سر و روی هم می کوبیدند. می گفتند پیرمرد با همین کارها ماریا را از خود متنفر کرده است. بعد ناگهان به ساعت هایشان نگاه کردند. بلند شدند و حوله هایشان را در ساک ها گذاشتند و لباس هایشان را پوشیدند و سوار موتور های قراضه شان شدند تا به مدرسه بروند. کلاه های بزرگ مضحک

داستانهای خواندنی

ادامه مطلب ...
داستانک؛ پشتکار

برترین ها: یک دانش آموز دبستانی که در درس خواندن نسبت به همکلاسی هایش بیشترین تلاش را می کرد، همیشه از این متعجب بود که علی رغم تلاش هایش در امتحانات بهترین نمره را کسب نمی کند. او روزی از مادرش پرسید: مامان، به نظر تو من کودنم؟ من که همیشه با دقت به درس معلم گوش می کنم، چرا همیشه از دوستانم عقب هستم؟. مادر احساس می کرد که مدرسه احترام کافی به غرور پسرش نمی گذارد، اما نمی دانست که چگونه به او جواب بدهد. در امتحان بعدی هم که پسر فکر می کرد در کل مدرسه شاگرد اول می شود، جایی بهتر از رتبۀ هفتادم نگرفت. وقتی به خانه رسید، دوباره همان سؤال را از ما

ادامه مطلب ...
داستان‌های خواندنی؛ پردیس (1)

برترین ها: تصمیم گرفته‌ایم از این به بعد با داستای های شیرین. ایرانی یا خارجی از آثار نویسندگان بزرگ و مطرح در خدمتتان باشیم. در این. مطلب شما را به خواندن داستان شیریم «پردیس» به قلم فرخنده آقایی. دعوت می‌کنیم. "کنار دریا بودیم. در هوای سرد آخر پاییز، در آفتاب بی رمق سر ظهر شنا می کردیم. با حرکات شتابان، بدن خود را گرم می کردیم تا هر چه کم تر سرمای آب را احساس کنیم و بعد،‌ نفس نفس زنان به ساحل بر می گشتیم و با پوستی که از سرما مورمور می شد، در حوله های بزرگ پنهان می شدیم و باز می‌نشستیم به حرف زدن. زن ها بچه هایشان را به مدرسه می‌رساندند و

داستانهای خواندنی

ادامه مطلب ...
داستان‌های خواندنی؛ پردیس (2)

برترین ها: تصمیم گرفته‌ایم از این به بعد با داستای های شیرین. ایرانی یا خارجی از آثار نویسندگان بزرگ و مطرح در خدمتتان باشیم. در این. مطلب شما را به خواندن داستان شیرین «پردیس» به قلم فرخنده آقایی. دعوت می‌کنیم. زن ها می گویند میکله عاشق ماریا است. و بعد باز حرف می زنند و با هم می خندند. یکی از روزها زن ها برایم معلم زبان پیدا کردند. معلم مدرسه فرزندانشان است و همه او را می شناسند. برادر کوچکتر میکله و همبازی کودکانشان است. اولین بار، میکله مرا با خود به شهر برده بود. با سگ بزرگش سوار کشتی شده بودیم. میکله تقریبا شصت ساله است. به یک گو

داستانهای خواندنی

ادامه مطلب ...
داستانک؛ همه تابستان در یک روز

یک پزشک:. - الآن؟. – نه! یه خورده مونده. – یعنی میشه؟. – نگاه کن! خودت ببین!. بچه ها مثل گل های رز, مثل علف های وحشی, تنگ هم, پشت پنجره کلاس ایستاده بودند و برای دیدن خورشید پنهان, چشم به بیرون دوخته بودند. بیرون باران می بارید. هفت سال بود که بی وقفه باران می بارید. روزهای پیاپی از ابتدا تا انتها همه پر بود از باران, پر بود از صدای طبل آب, صدای ریزش قطره های بلوری و صدای غرش توفان, توفان هایی چنان سهمگین که امواج مهیب آب را بر سر جزیره ها فرود می آورد. هزاران جنگل زیر باران خرد شده بود و دوباره از نو سر برآورده بود تا دوباره خرد شود. زندگی

همه تابستان در یک روز

ادامه مطلب ...

بهترین مشاغل و خدمات شهر خود را ، در سایت نشونه پیدا کنید.

مشاهده سایت نشونه