کلاس آبکی

کلاس آبکی
کلاس آبکی

هفته‌ی پیش شیر آب‌خوری مدرسه‌ی حیوانات خراب شد. یعنی گاهی با چک‌چک و ناز و ادا آب می‌داد، گاهی با فش‌فش و داد و هوار؛ و این‌طوری زنگ‌های تفریح، توله‌‌ها یا تشنه می‌ماندند یا خیس می‌شدند:

-‌ آی زرافه‌ی دراز‌! زود باش از تشنگی مُردم.

- صبر کنین! تازه آب رسیده سر گلوم! لااقل ته گلوم هم خیس بشه، بعد می‌رم... آی... فرار کنین... دوباره واشرش در رفت... خیس شدم...

خلاصه هر روز بچه‌ها تشنه سر کلاس می‌رفتند:

-‌ با گلوی خشک که نمی‌شه درس خوند...

- آقا وقتی گلوم خشک می‌شه، چشام سیاهی می‌ره!

- آقا اگه قلبمون خشک بشه چی؟

بز بیچاره هم حسابی کلافه شده بود و نمی‌دانست چه‌کار کند. حتی یکی دوبار هم خودش دست به شیر  شده بود، اما فایده‌ای نداشت. صدبار هم به اداره‌ی «آموزش و این‌ها»ی جنگل نامه‌نگاری کرده بود که شیر آب مدرسه چنین است و چنان، اما انگار نه انگار! نه جوابی! نه بخش‌نامه‌ای! نه شیری! نه آبی!

بالأخره موضوع با ارسال یک بخش‌نامه از طرف اداره‌ی آموزش و این‌ها، به‌خوبی حل شد: «پس از تحقیق، به این نتیجه رسیدیم برای تحکیم پایه‌های خانواده و آب‌به‌آب نشدن بچه‌ها، به هر دانش‌آموز اجازه دهیم از خانه یک بطری آب بیاورد و به‏ جای آب‏ خوردن از شیر مدرسه، هر وقت که خواست، از بطری‏اش، آب بنوشد.»

با دیدن بخش‌نامه، آقای بز شاخ درآورد. اما توله‌ها که شاخشان در نمی‌آمد خوشحال شدند. به‌خصوص از قسمت « هروقت که خواست...» بخش‌نامه خیلی استقبال کردند و از فردا با بطری‌های پر آب سر کلاس حاضر شدند.

خلاصه با وجود بطری‌ها، دیگر کسی به شیر خراب، محل نمی‌داد و مشکل بچه‌ها حل شد. اما از آن روز به بعد، مشکل جدیدی برای آقای بز پیش آمد:

-‌ پنج به‌ اضافه‌ی پنج...

-‌ شلپ... چلپ...

-آهای، چه خبره اون‌جا؟

-‌ آقا یکی آبمون رو خورد...

- آقا اجازه فیل تشت آب آورده، صدای شلپ‌شلپش حواسم‌ رو پرت می‌کنه...

- ای وای! آقا یکی آب تو جیبمون ریخت...

و آقای بز نمی‌دانست با کلاس پر از آب و شیر بی‌آب چه‌کار کند؟

 

بخش کودک و نوجوان تبیان


منبع: دوچرخ (سیدسروش طباطبایی‌پور)

مطالب مرتبط:

مگسی در خانه‌ی من

بهترین آشپز دنیا

دختری از جنس تفاوت

پرنده‌ات را قربانی کن

وفای خرس

قلمروی من

کلمات کلیدی :
نظرات بییندگان :

بهترین مشاغل و خدمات شهر خود را ، در سایت نشونه پیدا کنید.

مشاهده سایت نشونه