آرتا از کودکی اسم خودشو دوست نداشت. دلش می خواست اسمش محمد باشه. بارها از مادرش پرسیده بود چرا اسم منو آرتا گذاشتید . مادرش می گفت این اسم، خیلی شیکه .خارجیه .

آرتا از کودکی اسم خودشو دوست نداشت. دلش می خواست اسمش محمد باشه. بارها از مادرش پرسیده بود چرا اسم منو آرتا گذاشتید . مادرش می گفت این اسم، خیلی شیکه .خارجیه .

اما آرتا این چیزها رو دوست نداشت و می گفت توی کتاب خوندم که اسم آدمها، روی روح و روان اونها اثر داره . چرا اسم من یه اسم بی معنیه اما اسم دوستام، محمد، علی ، حسین ، جواد و … است. منم دلم میخواد اسمم محمد باشه .

مامان درباره ی حرفهای آرتا فکر کرد و از طرز فکر خودش خجالت کشید. اون روز مامان یه تصمیم جدید گرفت و تا سالروز تولد آرتا صبر کرد. روز تولد آرتا که رسید مامان مهمونای زیادی رو بیشتر از هر سال از بین دوستای آرتا و اقوامشون دعوت کرد. مهمونا وقتی وارد شدن دیدن روی یه تابلوی بزرگ نوشته بود محمد نقی عزیزم تولدت مبارک.

آرتا قبل از همه متوجه نیت مادرش در مورد تغییر اسمش شد. اما انتظار اضافه شدن اسم نقی رو نداشت. مامان به آرتا گفت نقی به معنی پاک بودن از کارهای بده . ضمنا چون این روزها امام دهم ما که لقبش نقی است مورد ظلم و بی احترامی قرار گرفته، خواستم اسم تو رو محمد نقی بگذارم تا به همه نشون بدم این اسم چقدر زیبا و با معناست. آرتا انقدر از این اسم خوشش اومده بود که دیگه توجهی به کادو ها و مراسم جشن تولد نداشت . فقط بارها گفت که دیگه دوست ندارم کسی منو آرتا صدا بزنه.

همه ی مهمونها از این کار مادر محمد نقی تقدیر کردند و به این فکر احسنت گفتند. آرتا از اون روز به بعد وقتی می خواست خودشو معرفی کنه با غرور و سرافرازی می گفت من محمد نقی هستم.

کلمات کلیدی :
نظرات بییندگان :

بهترین مشاغل و خدمات شهر خود را ، در سایت نشونه پیدا کنید.

مشاهده سایت نشونه