سعید جعفر گفت: متوكل مرا فرمود كه ناگاه به سرای علی نقی (علیه السلام) رو و بنگر كه چه می كند؟

سعید جعفر گفت: متوكل مرا فرمود كه ناگاه به سرای علی نقی (علیه السلام) رو و بنگر كه چه می كند؟
وی را بگیر. گفت: در شدم. علی نقی (علیه السلام) در نماز بود.
چون نماز تمام كرد، گفت : یا سعید جعفر! متوكل ترك من نمی كند تا كه پاره پاره اش كنند. به دست اشارت كرد و گفت : دور شو.
ترسی عظیم از وی در دل من آمد. برون شدم . آواز فریاد شنیدم كه از سرای متوكل برآمد كه وی را كشتند.

کلمات کلیدی :
نظرات بییندگان :

بهترین مشاغل و خدمات شهر خود را ، در سایت نشونه پیدا کنید.

مشاهده سایت نشونه